وبلاگ شخصی علیرضا اسحاقی

تجربیات و یادداشت های شخصی - برداشت از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

وبلاگ شخصی علیرضا اسحاقی

تجربیات و یادداشت های شخصی - برداشت از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

ماه من غصه چرا؟

ماه من غصه چرا؟

 

آسمان را بنگر ،که بعد صدها شب و روز ،

مثل آن روز نخست ،

گرم و آبی و پر از مهر به ما میخندد؛

و زمین را که دلش،

از سردی شبهای خزان، نه شکست و نه گرفت،

بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید،

و در آغاز بهار دشتی از یاس سپید زیر پاهامان ریخت ،

تا بگوید که هنوز پر امنیت احساس خداست ؛

 

ماه من غصه چرا؟

تو مرا داری و من هر شب و روز،

آرزویم همه خوشبختی توست؛

ماه من !

دل به غم دادن و از یاس سخنها گفتن،

کار آنهایی نیست که خدا را دارند؛

ماه من !

غم اندوه اگر هم روزی مثل باران بارید،

یا دل شیشه ایت از لب پنجره عشق زمین خورد و شکست،

با نگاهت به خدا چتر شادی وا کن ،

وبگو با دل خود ،که خدا هست، خدا هست،

او همانیست که در تارترین لحظه شب ،

راه نورانی امید نشانم میداد،

او همانیست که هر لحظه دلش می خواهد،

همه زندگیم غرق شادی باشد ؛

ماه من !

غصه اگر هست ،

بگو تا با شد ،

معنی خوشبختی بودن ا ندوه است ؛

این همه غصه وغم ،

این همه شادی و شور ،

میوه یک باغند،

همه را با هم و با عشق بچین،

ولی از یاد مبر ،

پشت هر کوه بلند ،

سبزه زاریست پر از یاد خدا ،

و در آن باز کسی میخواند ،

که خدا هست ،خدا هست، و چرا غصه ؟ چرا؟

منبع: کلوب دات کام

نظرات 1 + ارسال نظر
سوته دل دوشنبه 21 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 04:16 ب.ظ http://sutedel.blogfa.com

کودکی رفت به بازی به فراغت به نشاط

فارغ از نیک و بد و مرگ و حیات

همه گفتند کنون تا بچه است

بگذارید بخندد شادان

که پس از این دگرش فرصت خندیدن نیست !

بایدش نالیدن...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد